しѺ√乇
گل
نازم ،دلم تنگه نذاشتن
پیش هم باشیم باید
هر دو،جدا از هم شریک
درد و غم باشیم دلم
تنگه واسه چشمااات... دلم
تنگه گل نازم منم
مثله ،تودلگیرم میدونم
عاقبت یک شب از
این دلتنگی میمیرم... دلم
تنگه گل نازم نگی
از تو جدا بودم اگه
پرسیدن،اون کی بود؟ نگی
من بی وفا بودم دلم
تنگه واسه چشماااات.. ------------- دوستای گلم.بخاطر شروع امتحانات یه ماهی نیستم..فراموشتون
نمیکنم،فراموشم نکنینا..من نمیتونم بهتون بسرم ولی میتونم کامنتاتونو با گوشیم چک کنم..پس
کامنت فرموش نشه.بای تا های.. بوس بوس تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم +++ شبی از پشت یک تنهایی نمناک بارانی،تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم،تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم،پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهای که در تنهایم روید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی. و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.همین بود آخرین حرفت،و من بعد از عبور تلخ و غمگینت،حریم چشماهایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم.نمی دانم چرا رفتی.،نمیدانم چرا؟ شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا، تا کی، برای چه، ولی رفتی.بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریای ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غم خاکستری گم شد.و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بالایش غرق در اندوه و غربت شد.و بعد از رفتنت آسمان چشمایم خیس باران بود.و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت،کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد ،کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد.و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد. هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگردد. +++ باید فراموشت کنم ++++ کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟ که حتی ذهن ماهیگیر ، از قلاب می ترسد؟ گرفته دامن شب را ، غباری آنچنان برهم که پلک از چشم ، چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد...
++++ بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد... +++ سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟ به نام عشق ------------- تا حالا شده یکی رو اونقد دوست داشته باشید ک نتونید بهش بگیید؟؟؟ تا حالا شده دوست داشته باشید ک ی خصلتی از خودتونو نداشته باشیید؟؟ تا حالا شده حس کنید دارید کم کم سنگ میشید؟؟ تا حالا شده هیچ عشقیو قبول نداشته باشیید؟؟ تا حالا شده حس کنید ک کسی دوستون نداره و عشقشون دروغیه؟؟ میدونید چقد آدم زجر میکشه ک ی حسی داره ولی نمیتونه بروزشون بده.. بعد اون حتی نمیتونه نفس بکشه.. نمیتونه آرزویی جز بر آورده شدن آرزو های اون بکنه؟ بعدش.. بعدشِ اون بیاد بگه بی احساس!! واقعا چ حالی به آدم دست میده.. خیلی سخته... ----------------------- اینقدر…ورق های زندگیم را… ------------------------ اگه ی روزی یه جایی خدا رو دیدید اولین آرزوتون چیه؟ توراحس میکنم هردم... + من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها.... می خواهم با تو سخن بگویم.... می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم... می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود... شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من... و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند... کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود... اما..غصه ای نخواهم خورد...اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد... حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم و با دیدنت همه را تکمیل می کنم... پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم... + اگه احساسی بود بازم برای تو بود.... ومن قانع به یه نگاهت بودم........نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یا یه غروب پاییزی توش بود ......... یه حسی بهم میگفت باهات نمی مونه وحالا نمیدونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو....... دل به کلمات عاشقانت بسپارم یا از کارای نا مهربونت دلگیر بشم....... می بینی هنوز هم برنده ی این بازی تویی و هنوزم دل من نمیخواد مرگ عاطفه هارو باور کنه....... + حتما بر ادامه مطلب.. امروز بعد از مدت ها با ی خبر خوب اووومدم.دیروووووز یعنی ۲۷ تولدم بووووووووووودااا... تولد تولد تولدم مبالک.... آها آها بیا وسط....حالا بیااااااااااا... دیگه نوبت هدیه ست..هرکدومتون چندتا کامنت خوقشل واسم بذاریدا... دوستون دارم... دنیا به شما و خوبی هاتون با هم احتیاج داره پس مواظب خودتونو خوبیاتون باشید... سلام دوست جونیام.. ایشاا... ک حالتون خوب باشه و دلتون تنگ نباشه... مواظب خودتون و خوبیاتون باشید...بووووس +++++ خدایا در انجماد نگاه های سر آدما... دلم برای جهنمت تنگ میشود..
دقت کردی ..فقط ی مریخی میتونه بعداز چند روز کنگر خوردن و لنگر انداختن و
استراحت،وقتی پاش میرسه خونه خودش،بگه:آااااااخیش... هیچجا خونه خود آدم نمیشه؟! دقت کردی..شبای عروسی تا دهنت رو پر می کنی،دوربین دقیقا رو تو زوم
میکنه،یا میزبان میاد میگه:چیزی کم و کسر ندارین؟! دقت کردی..3ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی،هیچکی نمیگه خسته نباشید،ولی یک
ثانیه گوشیتو بر میداری ببینی کی پیامک داد،بابات میاد میگه:خسته نباشی از بس درس
میخونی؟! دقت کردی..انسان درختا رو قطع میکنه، باهاش کاغذ درست میکنه و روی کاغذ
مینویسه:درختان را قطع نکنید! دقت کردی..جعبه پیتزا مربعی شکله ولی توش دایرست.ما هم مثلثی میخوریمش؟ توجه نمودی؟ پس کامنت یادت نره جیگل... هیچ باور نمیکردم اگربگویم برو،میروی و مرابا داشتن این همه خاطره تنها میگذاری... گفتی زمان همه چیز را حل میکند، خنده ام میگیرد.. این همه آشوب به راه انداختی و رفتی ک کاری دست زمان داده باشی؟؟ برو!! روزگاری می آید که برگردی، آن موقع زمان را برایت معنا خواهم کرد... دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!! *** شب
برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می
آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت
دارم *** نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی روز عشق بر همه ی عاشقا مبالک...
:ادامه مطلب:![]()

چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ….
… … تا بعد، بهتر می شود ….
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
من تو را در قلبم دارم
نه در دنیا ...
مشغول دل باش نه دل مشغول...
بیشتر غصه های ما از قصه های بیخیالی ماست ،
پس بدان اگر فرهاد باشی همه چیز شیرین است ...
صدای چرخاندن کلید است در قفل.
عشق،
باز نشدن آن.
کاری که ما بلدیم اما...
باز کردن در است
با لگد...
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهم نریز…!
حکم…همان دل است…![]()
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...
من از شوق تماشایت...
نگاه از تو نمیگیرم....
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....
ولی...افسوس...این رویاست....
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....
تو با من مهربان بودی...
واین رویا چه زیبا بود....
ولی.... افسوس.... که رویا بود....
همیشه مهم توبودی اگه غروری بود برای تو بود......
:ادامه مطلب:![]()
![]()
واي از اين تنهايي
من به آمار زمين مشکوکم تو چطــــــــــور؟
اگر اين سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت
پس چرا اين همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟
بيخودي مي گويند
هيچ کس تنها نيست
چه کسي تنهانيست؟
همه از هم دورند
همه در جمع ولي تنهاينـــــــــــــــــــــــــــــد
من که در ترديدم تو چطور؟
نکند هيچکسي اينجا نيســـــــــــــــــــــــــت
گفته بود آن شاعر :
هر که خود تربيت خود نکند حيوان است
آدم آنست که او را پدر ومادر نيســـــــــت
من به آمار،به اين جمــــــــــــــــــــــــــــع
و به اين سطح که گويند پر از آدمهاست مشکوکم
نکند هيچکسي اينجا نيســــــــــــــــــــت
من به آمار زمين مشکوکــــــــــــــــــــم
چه کسي گفته که اين سطح پر از آدمهاست؟
من که مي گويم نيست
گر که هست
دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست
يا که رنجور و غريــــــــــــــــب
خسته ومانده ودر مانده براه
پاي در بند و اســـــــــــــــــــير
سرنگون مانده به چــــــــــاه
خسته وچشــــــــــــم به راه
تا که يک آدم از آنچا برسد
همه آن جا هستــــــــــند
هيچکس آن جا نيست
واي از تنـــــــــــــــــــــــــها يي
همه آن جا هستـــــــــــــــند
هيج کس آنجا نيســـــــت
هيچکس با او نيســـــــــت
هيچکس هيچکـــــــــــــس
من به آمار زمين مشکوکم
چه عجب چيزي گفت
چه شکر حرفي زد
گفت:من تنهايم هيچکس اينجا نيست
گفت:اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم
اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم
بر لب کلبه ي محصور وجود
من در اين خلوت خاموش سکوت
اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم
اگر از هجر تو آهي نکشم اندر اين تنهايي
به خدا مي شکنم به خدا مي شکنم
من به آمار زمين شک دارم
چه کسي گفته که اين سطح پر از آدمهاست؟
+
بگذار آدمها از سنگ باشند مهم این است
که تو،از نژاد چشمه ای
+
چه بیتابانه میخواهمت ای ک دوریت
آزمون سخت زنده به گوریست..
+
تو
مرا به
عصر حجر بر می گردانی
زمانی که
آدم
چای را
با خنده
حوا
شیرین می
کرد
+
.. شعرهایم
به همه زبان های زنده جهان
یک چیز می گویند :
" برایت می میرم !
+
رو سنگ قبرم بنويس اينجا مجال
گريه نيست ... هرکي مي خواست گريه کنه بهش بگو اون ديگه نيست
+
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر
بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس
مست او، زير باران دست تو در دست او
+
+
دوستای گلم پیشاپیش عیدتون مبالک و بهتون خوش بگذره ممکنه ک تو ایام عید خیلی کم بیام نت
پس به حساب بی معرفتی نذارید..خوش باشید..
****
ایشالا 100 ساله شی امییر جووون...
مبالک باشه تفلدت...
آها آها دست دست...بیا وسط
+
فعلا بابای![]()
نسبت بال زنبور به بدن او بسیار کم است
با توجه به قوانین آیرودینامیک پرواز ممکن نیست
اما زنبور این را نمیداند و پرواز می کند
+
+
![]()
![]()
![]()




![]()
| قالب جدید وبلاگ قالب بلاگفا |

